دموکراسی رقص

واژك‌ها در رقص
مثل قاصدك‌هايي كه تن به نسيم مي‌دهند
با گويه‌هاي شيرين عصرگاهي براي كودكي كه لب جوي
گام‌هاي پدر را براي رسيدن شماره مي‌كند.

گاهي بي‌خبري، از خبري شيرين‌تر است.

سنگي به آب
و ناگهانيِ آب،
در پيچي كه صداي زنجموره‌ي سنگ‌ها و آب در هم مي‌پيچد
اين شلاقِ آب است كه سنگ را،
يا صلابتِ سنگ است كه آب را
كودك، پيچ‌هاي جوي را شماره مي‌كند.

هم‌آغوشي، نسيم، قاصدك، بسترِ ابريشم آبي،
قرعه‌اي كه به نام
و خورشيد انگار دارد آن پشت‌ها مي‌افتد
اين زرده‌ي بزرگ مي‌شود فردا صبح، لاي نان پيچه‌ي من باشد؟

قاصدك‌ها مي‌‌رقصند بي كه ترسي از تكفير
و رهاتر از همه‌ي رهايي‌هاي ما زندگي مي‌كنند
و نام دموكراسي‌شان را با لذتي شهواني فرياد مي‌كشند
و تن‌هاي لخت‌شان كسي را تحريك نمي‌كند

گاهي بي‌خبري، از خبري شيرين‌تر است.

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.