باز شور، و، باز آب

بلندترين شعر من،

هجايي است، ميان لبهات كه مي‌ريزدم.

.

مثل گوش ماهي‌هايي كه صبح زود، ساحل را،

شنواترين موجود دنيا كرده‌اند.

گوشم به زنگ است ميان لبهات

شعرمي،

درست سربزنگاه!

.

همه چيز  مثل سايه‌هاي ظهرگاهي كوتاه است،

تا،

فاصله‌ي دو پلك را، مي‌ريزي‌اش ميان صخره‌ها و

موج مي‌شوي،

زير پا خالي مي‌شودم،

درست ميان كفآبه‌هاي شور

دوباره شعرمي،

بر فراز موج!

.

باز شور،ور،

-و… ،

باز آب،ب،

 

.

بلندترين شعر من،

واژکی است،

ميان لبهات، كه مي‌ريزدم.

 

۱۱ دیدگاه

  1. سلام
    دوست بزر گوارم معمول اين است كه نقد ونظر راجع به هر مقاله را در صفحه نظرات ميزبان مي گذارند من نمي توانم يك بار دوستانم را به صفحه ي خودم مهمان كنم ودوباره به جاي ديگر ارجا عشان دهم آيا وب ما شايستگي اين نقد شما را نداشت؟

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.