شعر فارسی

آیدا سمبل عشق معاصر

آیدا سمبل عشق معاصر

برای تمثیل از عشق‌های اسطوره‌ای و داستان‌های کهن بسیار بهره می‌بریم. در شعر، داستان، نامه‌نگاری، زندگی و عشق شخصی آشکار و پنهان خودمان، حتی. برای آموزش، تحلیل، ساخت، پرورش و مقایسه، حتی.  از خسرو، شیرین، فرهاد، لیلی، مجنون، اصلی، کَرَم، ویس، رامین، شمس، شاخ نبات، رمئو، ژولیت و البته بت‌واره‌های زیبای کمتر دست‌یافتنی دیگری که […]

نشت

نشت

ما نشت کرده‌ایم ما لابه‌لای جرزهای تاریخ توی تمام سوراخ سنبه‌های زندگی نشت کرده‌ایم مثل نشت نفت سرریز از چراغ گردسوز مادر بزرگ‌هایمان روی بته جقه‌های قالی پاخورده‌ی لاکی و بویمان همراه با دود فتیله‌ی گردسوز گرداگردمان را برای نشستن تنگ کرده است و سرما امان نمی‌دهد پشت درهای تاریک و باید توی اتمسفر نفتی […]

چاک

چاک

یک چاک ، که چکاچاک در چنبره‌ی بزنگاه‌ها، سرخ کرده است سحرگاهان را تا شامگاهان از قابیل تا هایل آدولف هیتلر! که برای معشوقه‌اش گل رز نقاشی می کرد.   چک چک می کند شیر پوسیده‌ی تاریخ بس که صرفه جویی می کنیم در مصرف شعور در بسته بندی‌های تاریخ مصرف گذشته حالا بیا گشاد […]

موسی و اسماعیل درون

موسی و اسماعیل درون

موسی به دنیا آمدم و هیچ نیلی با آمدنم نشکافت کودک درونم اسماعیل بود وقتی تمام کودکان دنیا داشتند روی درختان با گنجشک ها بازی می کردند اسماعیل درونم زیر فشار تجاوز قربانی شد.   من سوختم نسل من شیشه های ودکا را پر از بنزین می کرد و به جای شادخواری کوکتل مولوتوف را […]