شعر فارسی

موسی و اسماعیل درون

موسی و اسماعیل درون

موسی به دنیا آمدم و هیچ نیلی با آمدنم نشکافت کودک درونم اسماعیل بود وقتی تمام کودکان دنیا داشتند روی درختان با گنجشک ها بازی می کردند اسماعیل درونم زیر فشار تجاوز قربانی شد.   من سوختم نسل من شیشه های ودکا را پر از بنزین می کرد و به جای شادخواری کوکتل مولوتوف را […]

قصه‌ی کودکی‌هامان

قصه‌ی کودکی‌هامان

چشمانم زیر ستیغ شعارهای زنده باد و مرده باد گشوده شد. کنار قنداقم، کارگاه‌های فرآوری کوکتل مولوتوف بود. وقتی دندان در می‌آوردم، به جای دندان‌گیر پلاستیکی، پوکه‌های فشنگ‌های جنگی به دندان گرفتم. اسباب‌بازی‌هام سربی بود. خاطراتم که بوی سرب می‌دهند، خلاصه می‌شود به، پسر همسایه، که از سربازی هیچ‌گاه برنگشت. و شوهر فخری، که درست […]

ایدز پایش را از گلیمش هم درازتر می کند

ایدز پایش را از گلیمش هم درازتر می کند

من با ریواس خوابیده ام، شبی با آه های ته جیبم، هم با تمام رویاهای چروک با تمام لحظه هایی که توی رگم وول می خورند و از تمام شب ها و روزها عبور کرده ام که بیایم به قصاوت خودم پشت میز آقای قاضی بنشینم با کلاه گیسی به بزرگی قرطاس بازی های قّو […]

ماهی‌بانوی نجیب پنج‌شنبه‌ها

ماهی‌بانوی نجیب پنج‌شنبه‌ها

ماهی‌بانوی نجیب پنج‌شنبه‌‍‌ها با شرقی‌ترین نگاه‌ گونه‌هایی سرخ زیر یخ‌برف‌های دی مثل شرم، مثل آه. آرام می‌آید آن سویِ پر ازدحام خیابان،  زیر رنگ‌ پریده‌گی مهتاب رنگ‌واره‌های دو چشم، عسل- پسِ پرده‌ها راه‌هایی که تو را می‌بلعند، تمام شوی، تا، هر شب- پشت هر پنجره‌ای، مثل شمعدانی شنبه‌ها انقلاب موزونی را شروع می‌کنی که مثل […]