پسامدرن

آیدا سمبل عشق معاصر

آیدا سمبل عشق معاصر

برای تمثیل از عشق‌های اسطوره‌ای و داستان‌های کهن بسیار بهره می‌بریم. در شعر، داستان، نامه‌نگاری، زندگی و عشق شخصی آشکار و پنهان خودمان، حتی. برای آموزش، تحلیل، ساخت، پرورش و مقایسه، حتی.  از خسرو، شیرین، فرهاد، لیلی، مجنون، اصلی، کَرَم، ویس، رامین، شمس، شاخ نبات، رمئو، ژولیت و البته بت‌واره‌های زیبای کمتر دست‌یافتنی دیگری که […]

نشت

نشت

ما نشت کرده‌ایم ما لابه‌لای جرزهای تاریخ توی تمام سوراخ سنبه‌های زندگی نشت کرده‌ایم مثل نشت نفت سرریز از چراغ گردسوز مادر بزرگ‌هایمان روی بته جقه‌های قالی پاخورده‌ی لاکی و بویمان همراه با دود فتیله‌ی گردسوز گرداگردمان را برای نشستن تنگ کرده است و سرما امان نمی‌دهد پشت درهای تاریک و باید توی اتمسفر نفتی […]

چهل و دو شمع نذر چشمانت

باور كنيد! خواب نيست اين، رويا هم نيست. يك چيز، مثلِ وحي، مثل غريزه، مثل يك راز است، باور كنيد. *** يك روز در همين شهر، شهر بزرگ من، تهران! وسط همه‌ي ميادين و چهاراه‌ها و پياده‌روها بوسه، نشانِ عشق خواهد بود. اجباري! و دست‌هاي خالي را، درخيابان‌ها تكفير خواهند كرد *** يك روز، در […]

لبریخته‌ی سه‌گانه

لبریخته‌ی سه‌گانه

سوم شخص مفرد غایب ………………….(لبریخته‌ی یک) صرف می‌کنم خودم را به تو می‌رسم می‌بینم نیستی جایت را داده‌ای  به سوم شخص مفرد غایب حرف زدن از ما بی‌فایده است . . . ضمیر ………………….(لبریخته‌ی دو) میان، من و تو او فاصله انداخته نترس! ضمیر بد، ره به جایی نمی برد . . . پیچیده ………………….(لبریخته‌ی سه) ساده بودم آن قدر پیچاندی‌ام پیچیده شدم دیگر […]